سيد علي اكبر قرشي

191

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » ) * انفال : 2 . * ( « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ الله مَرَضاً . . . » ) * بقره : 10 . فعل زاد و امر و مضارع آن همه در قرآن متعدّى آمده مگر آيهء * ( « وَأَرْسَلْناه إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ » ) * صافات : 147 . كه لازم است . ازدياد مثل زاد لازم و متعدى آمده است ( اقرب ) ولى در قرآن مجيد تمام موارد آن متعدى به كار رفته است مثل * ( « وَازْدَادُوا تِسْعاً » ) * كهف : 25 . * ( « ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً » ) * آل عمران : 90 . * ( « نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ . . . » ) * يوسف : 65 . مزيد هم اسم مفعول آمده و هم مصدر ميمى ( اقرب ) * ( « يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » ) * ق : 30 . ظاهرا مراد از مزيد اسم مفعول باشد يعنى : ميگويد آيا بيشتر هست ؟ * ( « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » ) * ق : 35 . اين آيه نظير سابق است . * ( « وَأَرْسَلْناه إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ » صافات : 147 . حضرت صادق عليه السّلام آن را « و يزيدون » خوانده ( مجمع ) اين شايد از آنجهت است كه پيوسته جمعيّت بيشتر ميشدند زيرا جمعيّت يك جامعه در يك حال نيست و اغلب رو بافزايش است . و شايد اگر « او » باشد باز مبيّن اين نكته باشد . بعقيدهء الميزان « او » در مقام ترقّى است و معنى بل ميدهد . زَيد : * ( « فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ . . . » ) * احزاب : 37 . مراد از زيد در آيه زيد بن حارثه پسر خواندهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است . حضرت دختر عمّهء خويش زينب را بر او تزويج كرد ولى نتوانستند الفت بكنند سرانجام زيد او را طلاق داد و حضرت او را بزنى گرفت و خواست رسم جاهليّت را كه زن پسر خوانده را بر شخص حرام ميدانستند بشكند . مردم در اين باره داد و بيداد راه انداختند تا آيه نازل شد كه : ما زينب را بعد از طلاق زيد بر تو تزويج كرديم تا مؤمنان را در خصوص ازدواج با زنان